حرف هايي براي نگفتن...
سلام.


به اميد روزهاي خوب...

این وبلاگ فقط یه بهونه بود برای...![]()
تموم شد.همين...!
خداحافظ همين حالا
همين حالا كه من تنهام
خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام...
درباره من

تـــو ، چـه می دانی! حــال و روز کسی را که،
هــــیـــــچ نگاهی دلــش را نمی لرزانـد ...!
***********************
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من.
من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد.
من نه عاشق هستم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید.
من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگی ام میفهمد...
***********************
بالاترین سرعت تو دنیاسرعت نور نیست!
سرعت رنگ عوض کردن آدماست!
***********************
مرا ببخش ...اگر به تو پيله كرده ام ،
قدري طاقت بياور ! پروانه مي شوم
و مي روم ...
***********************
آﺩﻡ ﻫـــــــﺎ ﻓـﺮﺍﻣـﻮﺵ نمی کنند...
فقط ﺩﯾـــﮕﺮ ساکت ﻣﯽﺷـﻮﻧﺪ...
ﻫـﻤﯿﻦ...!
***********************
بـــــــودم ...
دیــــــــــــدم با دیگران شـــادتری...
رفتــــــــــم!
***********************
دوست داشتن
ربطي به ديدن ندارد
آدم ها خدا را هم
هنوز دوست دارند...
***********************
گـاهــي دلــم تنــگ ميــشـود...
نــه بــراي تــو ...
بـــراي آنــکســي کــه
فـکــر ميــکــردم تــو بـــودي !!
***********************
هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است
که در خیال خودم بی خیال من نیستی!
***********************
آنگه كه تنهایی تو را می آزارد
به خاطر بیار كه خداوند
بهترین های دنیا را
تنها آفریده است...
***********************
رقاص که باشی ، دیگر آهنگ خاصی مــعنی ندارد
بـا هـر آهنگی بـاید برقـصی !!!
و ایـن روزهـا . . .
چه بـد آهنگ هایـی میزنـد روزگــــار ،
و مـن . . .
هر روز برایش می رقــصم...!!
***********************
بـــرگ پـــاییــزی....
راهـی نـدارد جـــز
سُــــــــقوط....
وقـتی می دانـد درخت...
عِشــق بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد.....!
***********************
سخت ترین کار دنـــیا
بی محلی کردن به کسیه که
با تمـــام وجـود دوسش داری !
***********************
تلاش براي فراموش كردن
كسي كه دوسش داري درست مثل اينه
كه بخواي كسي رو كه تا حالا نديدي
به خاطر بياري...
***********************
وقتی که چشم امیدت به خداوند باشد...
هیچ چیز آن قدر عجیب نیست که پیش نیاید...
هیچ چیز آن قدر عجیب نیست که نشود...
هیچ چیز آن قدر عجیب نیست که دیر نیاید...
***********************
هیچ کس قبولش نداشت...
تو تنهایی با آرزوهاش پرواز میکرد...
همه رو دوست داشت...
اما هیچ کس دوسش نداشت...!
***************************
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود...
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود...
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است...
گاهی قرعه نگفته به نام تو میشود...
گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست...
گاهی تمام شهر گدای تو میشود...
***************************
وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد
که عنکبوتش سیر باشد,
تازه قصه ی زندگی آغاز شده...
زیرا دیگر نه میتواند پرواز کند نه بمیرد...
***************************
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر سفر نکنی
اگر کتاب نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدر دانی نکنی
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خود باوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده ی عادت خود شوی
اگر همیشه از یک راه تکرار بروی
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت و از چیزهایی که چشمانت را
به درخشش وا میدارند
و ضربان قلبت را تند تر میکنند دوری کنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامی که با شغلت
و یا عشقت شاد نیستی آن را عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نا مطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی که دست کم
یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
امروز مخاطره کن
امروز کاری کن
نگذار که به آرامی بمیری...
***************************
می رسد روزی که بی هم می شویم
یک به یک از جمع هم کم می شویم
می رسد روزی که تا در خاطرات
موجب خندیدن و غم می شویم
***************************
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری خالی از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای ز امروز ها دیروزها...
***************************
تو را به یاد سپرده ام
مثل کودکی که درسی سخت را از بر میکند
مرا به باد میسپاری
همچون برگ های کتابی که از امتحانات خرداد بر میگردد
***************************
حرف های ما هنوز نا تمام
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چه قدر زود دیر میشود...
***************************
پرواز را به خاطر بسپار...
پرنده مردنیست....
***************************
ترجيح ميدهم طوري زندگي كنم
كه انگار خدايي هست
و بعد از مرگ
بفهمم كه خدايي نيست
به جاي اينكه طوري زندگي كنم
كه انگار خدايي نيست و
بعد از مرگ بفهمم كه خدايي هست...
***************************
هروقت گریه میکنم سبک میشوم
عجب وزنی دارد چند قطره اشک...!
***************************
هرکس از این دنیا چیزی برمیدارد
اما من فقط
دست برمیدارم...
***************************
چه شباهت متفاوتی بین ماست!
تو دل شکسته ای...
من دلشکسته ام...!
***************************
کلافه که باشی
دلتنگ کسی هستی که نیست
حوصله ی کسی را نداری که هست...
***************************
گفت با غصه هایت چه میکنی؟
گفتم زندگی....!!
***************************
تو به افتادن من در خیابان خندیدی
و من همه ی حواسم
به چشمان مردم شهر بود
که عاشق خنده ات نشوند...
***************************
بغض هایت را برای خودت نگه دار...
گاهی سبک نشوی سنگین تری...
***************************
اگر تمام ابرهای دنیا ببارند
گل های قالی نخواهند شکفت
و این قانون زیر پا ماندن است...
***************************
اشتباه من این بود
هر جا رنجیدم ، لبخند زدم!!
فکر کردند درد ندارد،
سنگین تر زدند ضربه ها را...!
***************************
خیلی از یخ كردن های ما
از سرما نیست...
لحن بعضی ها زمستونیه...
***************************
هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن
حرمت ها شکسته میشود
هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن
تبدیل به وظیفه می شود...
***************************
قلابت را بدون طعمه بینداز ،
اینجا پر است از ماهیانی که
از زندگی سیر شده اند...
***************************
من فقط یک واسطه بودم،
دل را خدا داد
تو بردی...
***************************
چقدر سخت است
که ببینی غریبه ها بهتر از آن یک نفر،
احساست را می فهمند!
***************************
من هنوز بی قرارتم
حتی اگه هیچوقت
قراری در کار نباشه...
***************************
گاهی سکوت نشانه ی رضایت نیست.
شاید کسی دارد خفه میشود،
پشت سنگینی یک بغض...
***************************
همیشه شیرین نباش،
فرهاد گاهی باید طعم دیگری را تجربه کند
***************************
آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند
همان جایی که گفتند:
یکی بود و یکی نبود...
***************************
این دنیا پر از صدای پای مردمانیست
که همچنان که تو را میبوسند
طناب دار تو را می بافند!!
مردمانی که صادقانه دروغ میگویند
و خالصانه خیانت میکنند
در این شهر هرچه تنهاتر باشی پیروزتری
***************************
درست متر کن !
آدم ها هم قد خودشان اند،
نه هم قد تصورات تو...
***************************
یک تلنگر هم کافی بود...
برای اینکه بشکنم...
به هر حال ممنون از مُشتت...
***************************
همین جاده ای که
مرا از تو دور کرد
تو را به او نزدیک...
نفرین به راه و رسم جاده ها...
***************************
قصه اصحاب کهف یک شوخیست
اینجا یک روز بخوابی تو را از یاد میبرند...
***************************
دردم
نوشتنی نیست
کشیدنی ست...
***************************
آن یک یوسفی هم که برگشت به کنعان اش.
استثنا بود...
...
تو غمت را بخور...
***************************
آهسته گفت : "خدا نگهدارت"
در را بست و رفت
آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را
به گردن "خدا" می اندازند...!
***************************
من می بافم تو می بافی
من برای تو کلاه تا سرت را گرم کنی
تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی...
***************************
***************************
لقمه بزرگتر از دهانش بودم
برای همین بود که مرا خــ ـــ ــ ـ رد میکرد
تا اندازه شوم
***************************
***************************
پـدر ؛
همون کسیه
که لرزش دستش دیگه چیزی
از چای توی استکان باقی نگذاشته!!
ولی بهت میگه به من تکیه کن
و تو انگار کوه رو پشتت داری
آه...
آه....
آه......
آه.........
...............
هــــیـــــچ نگاهی دلــش را نمی لرزانـد ...!
***********************
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من.
من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد.
من نه عاشق هستم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید.
من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگی ام میفهمد...
***********************
بالاترین سرعت تو دنیاسرعت نور نیست!
سرعت رنگ عوض کردن آدماست!
***********************
مرا ببخش ...اگر به تو پيله كرده ام ،
قدري طاقت بياور ! پروانه مي شوم
و مي روم ...
***********************
آﺩﻡ ﻫـــــــﺎ ﻓـﺮﺍﻣـﻮﺵ نمی کنند...
فقط ﺩﯾـــﮕﺮ ساکت ﻣﯽﺷـﻮﻧﺪ...
ﻫـﻤﯿﻦ...!
***********************
بـــــــودم ...
دیــــــــــــدم با دیگران شـــادتری...
رفتــــــــــم!
***********************
دوست داشتن
ربطي به ديدن ندارد
آدم ها خدا را هم
هنوز دوست دارند...
***********************
گـاهــي دلــم تنــگ ميــشـود...
نــه بــراي تــو ...
بـــراي آنــکســي کــه
فـکــر ميــکــردم تــو بـــودي !!
***********************
هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است
که در خیال خودم بی خیال من نیستی!
***********************
آنگه كه تنهایی تو را می آزارد
به خاطر بیار كه خداوند
بهترین های دنیا را
تنها آفریده است...
***********************
رقاص که باشی ، دیگر آهنگ خاصی مــعنی ندارد
بـا هـر آهنگی بـاید برقـصی !!!
و ایـن روزهـا . . .
چه بـد آهنگ هایـی میزنـد روزگــــار ،
و مـن . . .
هر روز برایش می رقــصم...!!
***********************
بـــرگ پـــاییــزی....
راهـی نـدارد جـــز
سُــــــــقوط....
وقـتی می دانـد درخت...
عِشــق بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد.....!
***********************
سخت ترین کار دنـــیا
بی محلی کردن به کسیه که
با تمـــام وجـود دوسش داری !
***********************
تلاش براي فراموش كردن
كسي كه دوسش داري درست مثل اينه
كه بخواي كسي رو كه تا حالا نديدي
به خاطر بياري...
***********************
وقتی که چشم امیدت به خداوند باشد...
هیچ چیز آن قدر عجیب نیست که پیش نیاید...
هیچ چیز آن قدر عجیب نیست که نشود...
هیچ چیز آن قدر عجیب نیست که دیر نیاید...
***********************
هیچ کس قبولش نداشت...
تو تنهایی با آرزوهاش پرواز میکرد...
همه رو دوست داشت...
اما هیچ کس دوسش نداشت...!
***************************
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود...
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود...
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است...
گاهی قرعه نگفته به نام تو میشود...
گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست...
گاهی تمام شهر گدای تو میشود...
***************************
وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد
که عنکبوتش سیر باشد,
تازه قصه ی زندگی آغاز شده...
زیرا دیگر نه میتواند پرواز کند نه بمیرد...
***************************
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر سفر نکنی
اگر کتاب نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدر دانی نکنی
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خود باوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده ی عادت خود شوی
اگر همیشه از یک راه تکرار بروی
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت و از چیزهایی که چشمانت را
به درخشش وا میدارند
و ضربان قلبت را تند تر میکنند دوری کنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامی که با شغلت
و یا عشقت شاد نیستی آن را عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نا مطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی که دست کم
یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
امروز مخاطره کن
امروز کاری کن
نگذار که به آرامی بمیری...
***************************
می رسد روزی که بی هم می شویم
یک به یک از جمع هم کم می شویم
می رسد روزی که تا در خاطرات
موجب خندیدن و غم می شویم
***************************
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری خالی از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای ز امروز ها دیروزها...
***************************
تو را به یاد سپرده ام
مثل کودکی که درسی سخت را از بر میکند
مرا به باد میسپاری
همچون برگ های کتابی که از امتحانات خرداد بر میگردد
***************************
حرف های ما هنوز نا تمام
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چه قدر زود دیر میشود...
***************************
پرواز را به خاطر بسپار...
پرنده مردنیست....
***************************
ترجيح ميدهم طوري زندگي كنم
كه انگار خدايي هست
و بعد از مرگ
بفهمم كه خدايي نيست
به جاي اينكه طوري زندگي كنم
كه انگار خدايي نيست و
بعد از مرگ بفهمم كه خدايي هست...
***************************
هروقت گریه میکنم سبک میشوم
عجب وزنی دارد چند قطره اشک...!
***************************
هرکس از این دنیا چیزی برمیدارد
اما من فقط
دست برمیدارم...
***************************
چه شباهت متفاوتی بین ماست!
تو دل شکسته ای...
من دلشکسته ام...!
***************************
کلافه که باشی
دلتنگ کسی هستی که نیست
حوصله ی کسی را نداری که هست...
***************************
گفت با غصه هایت چه میکنی؟
گفتم زندگی....!!
***************************
تو به افتادن من در خیابان خندیدی
و من همه ی حواسم
به چشمان مردم شهر بود
که عاشق خنده ات نشوند...
***************************
بغض هایت را برای خودت نگه دار...
گاهی سبک نشوی سنگین تری...
***************************
اگر تمام ابرهای دنیا ببارند
گل های قالی نخواهند شکفت
و این قانون زیر پا ماندن است...
***************************
اشتباه من این بود
هر جا رنجیدم ، لبخند زدم!!
فکر کردند درد ندارد،
سنگین تر زدند ضربه ها را...!
***************************
خیلی از یخ كردن های ما
از سرما نیست...
لحن بعضی ها زمستونیه...
***************************
هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن
حرمت ها شکسته میشود
هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن
تبدیل به وظیفه می شود...
***************************
قلابت را بدون طعمه بینداز ،
اینجا پر است از ماهیانی که
از زندگی سیر شده اند...
***************************
من فقط یک واسطه بودم،
دل را خدا داد
تو بردی...
***************************
چقدر سخت است
که ببینی غریبه ها بهتر از آن یک نفر،
احساست را می فهمند!
***************************
من هنوز بی قرارتم
حتی اگه هیچوقت
قراری در کار نباشه...
***************************
گاهی سکوت نشانه ی رضایت نیست.
شاید کسی دارد خفه میشود،
پشت سنگینی یک بغض...
***************************
همیشه شیرین نباش،
فرهاد گاهی باید طعم دیگری را تجربه کند
***************************
آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند
همان جایی که گفتند:
یکی بود و یکی نبود...
***************************
این دنیا پر از صدای پای مردمانیست
که همچنان که تو را میبوسند
طناب دار تو را می بافند!!
مردمانی که صادقانه دروغ میگویند
و خالصانه خیانت میکنند
در این شهر هرچه تنهاتر باشی پیروزتری
***************************
درست متر کن !
آدم ها هم قد خودشان اند،
نه هم قد تصورات تو...
***************************
یک تلنگر هم کافی بود...
برای اینکه بشکنم...
به هر حال ممنون از مُشتت...
***************************
همین جاده ای که
مرا از تو دور کرد
تو را به او نزدیک...
نفرین به راه و رسم جاده ها...
***************************
قصه اصحاب کهف یک شوخیست
اینجا یک روز بخوابی تو را از یاد میبرند...
***************************
دردم
نوشتنی نیست
کشیدنی ست...
***************************
آن یک یوسفی هم که برگشت به کنعان اش.
استثنا بود...
...
تو غمت را بخور...
***************************
آهسته گفت : "خدا نگهدارت"
در را بست و رفت
آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را
به گردن "خدا" می اندازند...!
***************************
من می بافم تو می بافی
من برای تو کلاه تا سرت را گرم کنی
تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی...
***************************
***************************
لقمه بزرگتر از دهانش بودم
برای همین بود که مرا خــ ـــ ــ ـ رد میکرد
تا اندازه شوم
***************************
***************************
پـدر ؛
همون کسیه
که لرزش دستش دیگه چیزی
از چای توی استکان باقی نگذاشته!!
ولی بهت میگه به من تکیه کن
و تو انگار کوه رو پشتت داری
آه...
آه....
آه......
آه.........
...............
منوي اصلي
نويسندگان
آرشيو نوشته ها
پيوندها

